پیشگفتار از آنجایي که جستار من در مسابقه جستارنویسی انتخاب نشد، پس از مطالعه ده اثر برگزیده، کرمم گرفت که ببینم واقعاً تعریف جستارنویسی چیست؟ کاري که سالهاست خیال میکنم دارم انجامش میدهم، اما انگار خیلی از مرحله پرت بودم. چون بیش از نیمي از آثار برگزیده به نظر من چیزي فراتر از یک روزانهنویسی صرف و بیهدف نبود. پس واقعاً تعریف جستار چیست؟ ریشهها کلمه جُستار از ترکیب بن ماضی جستن بهعلاوه پسوند «ار» ساخته شده و به معنی جستوجو برای چیزي است. همین ریشه ساده بخش بزرگي از تعریف این سبک را روشن میکند. اینکه در این سبک باید در جستوجوی چیزي بود. برای همین، یک روزانهنویسی صرف و بیهدف اصلاً ربطي به جستارنویسی ندارد. این انگارهٔ خطا از همین ریشه ساده نشئت میگیرد. چرا که بسیاري این کلمه را جَستار تلفظ میکنند و آن را با جسته و گریخته بودن هم معنی میپندارند و خیال میکنند اینکه هر چه به صورت جسته و گریخته در باب یک موضوع مینویسند، اسمش میشود جَستار! اما خود همین جُستار معادلي برای واژه انگلیسی essay است که خود آن هم از واژه essai فرانسوی به معنای قضاوت و داوری و تلاش است....