منظور ما از «واقعی بودن» چیه؟ ما به چه چیزایی میگیم واقعی؟ واقعیت چه مختصاتی میتونه داشته باشه؟ بذارید چیزایی که به ذهنمون میرسه یکی یکی مطرح کنیم، ببینیم به کجا میرسه. مکانمندی : این مکانمندی دو وجه داره. اول اینکه اون چیز اندازه و حدود داشته باشه. مثلا طول و عرض و ارتفاع مشخصی داشته باشه. دوم هم اینکه نسبت مشخصی با واقعیتهای همجوارش داشته باشه. یعنی اینکه چه چیزایی چپ و راست و بالا و پایینش وجود داره. مثلا این فیلمایی که درباره روحه رو دیدید؟ کسایی که از دیوار و وسایل میگذرند و نسبت مشخصی با فضا ندارند؟ زمانمندی : این هم مثل مکان دو رو داره. یه روش اینه که اون موضوع دارای حد و حدود زمانی یا به اصطلاح عمر مشخص باشه. ابتدا و امتدادش معلوم باشه. روی دیگهاش هم اینه که اون موضوع نسبت زمانی مشخصی با وقایع قبلتر و بعدتر از خودش و یا حتی همزمان با خودش داشته باشه. مثلا اون شخصیتای ذهنی توی فیلم ذهن زیبا یادتونه دچار سالخوردگی نمیشدند و نسبتی با گذر زمان نداشتند؟ علیت : از دل دو ویژگی قبلی یه نسبت دیگه هم ظاهر میشه و اون علیته. موضوع مدنظر باید نسبت علت و معلولی مشخصی با همسایه...