زنون چهارتا تناقض داره که تا مدتها ذهن فیلسوفان بعد از خودش رو مشغول کرده بود. تناقضایی که در همون لحظه شنیدن مسخره بودنشون برای ما آشکاره، اما اثبات مسخره بودنشون در حوزه تفکر، حداقل در اون زمان، کار چندان سادهای نبوده. من با دوتا از اون تناقضا کار دارم. تناقض مکان : زنون میگه اگه ما قرار باشه مثلا از انقلاب به ولیعصر بریم، برای پیمودن این مسیر، اول باید بتونیم نصف این مسیر رو طی کنیم. و برای پیمودن نصف مسیر هم مجبوریم نصفِ نصفِ مسیر رو طی کنیم و برای پیمودن نصفِ نصفِ مسیر باز هم مجبوریم نصفِ نصفِ نصفِ مسیر رو طی کنیم و همینطور الخ. این مسیر رو تا بینهایت میتونیم نصف کنیم که در انتها به بینهایت نقطه میرسیم. یعنی برای حرکت از انقلاب تا ولیعصر ما ناچاریم از تعداد نقاط نامحدودی بگذریم و عبور از نقاط نامحدود، در یه زمان محدود از نظر منطقی غیرممکنه. پس از نظر منطقی ما هرگز نمیتونیم از انقلاب به ولیعصر برسیم. و حتی تلختر اینکه ما اصلا نمیتونیم با این منطق حتی قدم از قدم برداریم؛ چون توی ریاضی میگند بین هر دو نقطه بینهایت نقطه دیگه وجود داره! من قصد ندارم این تناقض ر...