به حرکت مضحک میلیونها اسپرمی میاندیشم که با هیجان به سوی یک تخمک حرکت میکنند. رها از اینکه در هر انزال اصلا تخمکی در کار باشد یا نه. همهی آنها به خیال اینکه همان اسپرم برنده اند، دارند خود را به آب و آتش میزنند. غافل از اینکه فقط و فقط قرار است یک اسپرم از این دویست میلیون به تخمک برسد، و باقی ولمعطل اند؛ تازه اصلا اگر تخمکی در کار باشد؛ وگرنه در نود و نه درصد مواقع حتا همان یک تخمک هم در کار نیست. یعنی آن اسپرمهای احمق، با همین حساب سرانگشتی، با احتمال پیروزی یک به دویست میلیارد در حال تلاش اند؛ و خندهدارتر اینکه خود ما حاصل امید بستن به چنین احتمال ناچیز و تقریبا صفر هستیم. جالب اینجاست که ما خیال میکنیم حالا دیگر باهوشتر از آن اسپرمهای کودن نخستین شدهایم و دیگر اینگونه بدون فکر و ابلهانه و از سر غریزه خود را به آب و آتش نمیزنیم و پی یک توهم نزدیک به صفر نمیدویم. اما وقتی به رفتارهای جمعیمان نگاه کنیم، شباهتی ترسناک میان خود و آن اسپرمها مییابیم. از میان چند میلیارد جمعیت انسانها که همه دارند برای شماری از آرزوها تلاش میکنند، تنها درصد بسیار بسیار کوچکی از م...
۱. ما برای اشاره به هر ایدهای نامی برای آن برمیگزینیم. حال این نام میتواند با صفتها و نامهای دیگر ترکیب شود و آن ایدهها را گسترش دهد. اما موضوع بر سر ارتباط این نام با آن ایدهی ذهنی است و آنچه که قصد داریم به وسیلهی زبان و این واژهها به دیگری منتقل کنیم و آنچه که دیگری از آن نام دریافت و برداشت میکند. ۲. ایدهها میتوانند ساده باشند. ایدههای ساده ایدههایی هستند که به ایدههای کوچکتر بخشپذیر نیستند. همهی ایدههای ساده از یکی از حسهای پنجگانهی ما دریافت میشوند. ایدههایی مانند قرمز، شور، زبر، بوی گلاب، صدای کلاغ و... این ایدهها تعریفپذیر نیستند و هر تلاشی برای تعریف کردن آنان به بنبست میرسد. تنها راه درک آنها این است که دستکم یک بار آنها را از طریق حسگر مناسبش «تجربه» کرده باشیم. آنگاه میتوان از این ایدههای تجربهشده برای تعریف سایر ایدههای ناساده استفاده کرد. ۳. ایدهها میتوانند مرکب باشند. یعنی ترکیبی از چند ایدهی ساده باشند. اما باید در نظر داشته باشیم که این ایدههای مرکب میتوانند به دو صورت باشند: ایدههای مرکبی که نمود بیرونی دارند (ایدههای دریا...