سرآغاز هنگام دیدن فیلمي از ژان اوستاش طرحوارهاي به نظرم آمد که احساس کردم مشابه آن را در آثار دیگري هم دیدهام. طرحوارهاي که حالا گمان میکنم ریشهدارتر از آن چیزي است که به نظر میرسد و انگار از یک میل تاریخی نشئت میگیرد. یادداشت حاضر تلاشي است برای ردیابی بازآفرینیهای این طرحواره؛ بنا بر این، کاري با خط اصلی داستانها ندارم و فقط به دنبال الگوی مورد نظر خودم در آنها هستم؛ پس روایت من از داستانها کاملاً جهتدار و بهطبع به نفع تفسیر مدنظرم خواهد بود. مادر و روسپی - ژان اوستاش جواني فرانسوی با زني میانسال و بزرگتر از خود زندگی میکند. این زن، برای جوان، بیشتر از اینکه نقش معشوق را داشته باشد، نقش حامی و پناهگاه را دارد. کسي که برای او لباس میخرد، غذا میپزد، سرپناهش را تأمین میکند و در کل بیشتر شبیه مادر نمادین است تا یک معشوق. جوان همزمان با دختران همسن خود نیز روابطي جنسی برقرار میکند؛ بیآنکه این روابط را از مادر نمادینش پنهان کند. یکي از این دختران پرستاري است که روابط آزاد و متنوع جنسی با مردان مختلف دارد. این دختر بهتدریج وارد خانه مادر نمادین میشود و ی...