این روزها چندین موضوع در کنار هم قرار گرفته که اون رو به یه برهه واقعاً حساس تبدیل کرده. چیزهایی که باید شاخکها رو تیز نگهداره: آ . درک عمیق مردم از بیفایده بودن وعدهها و نرمشها و اصلاحات. این درک از سال ۹۸ قوام گرفته و حالا هر چه که میگذره عمیقتر و شفافتر میشه برای مردم. اونها به طور عمومی متوجه این موضوع شدند که هیچ بهبودی در کار نیست؛ چون اولین سد و مانع برای بهبود، خود همین حاکمیت تمامیتخواه هست که تمام سلولهاش با فساد دارند به زیستشون ادامه میدند. بهبود برای این حاکمیت، یعنی مرگ سلولهاش و مرگ سلولهاش یعنی مرگ خودش. پس روشنه که این حاکمیت هرگز به مرگ خودش تن نمیده، مگر به زور. ب . مسئله بعدی مواجهه مستقیم مردم با خشونت عیان و عریان حکومت و نیروهای سرکوبش هست. یه زمانی تووی ۸۸ خیلی تلاش داشتند که بگند ما با تیر نزدیم، ما با ماشین رد نشدیم، ما نکشتیم و... چون احساس میکردند هنوز عِرض و آبرویی دارند و هنوز از این نقاب میتونند استفاده کنند. اما از سال ۹۶ تووی اعتراضات مختلف مردمی و اصناف از جمله کارگران و کشاورزان و... این خشونت هرچه بیشتر خودش رو نشون داد و دیگه حا...