در نوشته قبلی درباره شاگردی نوشتم. اینجا میخوام درباره استادی بنویسم. یکی از شاخصترین ضربالمثلای ما عبارت «فوت کوزهگری» هستش که معمولا به این اشاره داره که اساتید همیشه یه چیزایی رو برای خودشون نگه میدارند که فردا روزی شاگردشون نتونه براشون شاخ و شونه بکشه. حالا اگه این رو یه فرایند کلی در نظر بگیریم، میبینیم که از آغاز یه کار استادانه اگه هر کسی یه فوت کوزهگری واسه خودش نگه داره و به شاگردش منتقل نکنه رفته رفته شاهد نابودی و بیارزش شدن اون کار استادانه خواهیم بود. و مگر در طی این قرون غیر از این بوده توی فرهنگ ما؟ فکر کنید هنوز هم که هنوزه کسی نمیدونه اون حموم شیخ بهایی چطوری فقط با یه شمع گرم میشده. کلی هنر و علم دیگه هم به همین طریق از بین رفته. موضوع فقط شفاهی بودن این هنرها و صنایع نبوده، بلکه یه نوع نگرش قبیلهای و خاندانی هم وجود داشته که به کسی غیر از افراد یه قبیله یا یه خاندان خاص اون هنر رو منتقل نمیکردند و فکر کنید در هر کدوم از این انتقالا هم اون فوت کوزهگری رو رعایت میکردند. این نگرش فوت کوزهگری حتی در بین اساتید امروزی دانشگاهها هم وجود داره. یعنی فا...