ما در حال حاضر فقط چیزایی رو میشناسیم و میبینیم که براش اسم و کلمهای داشته باشیم. مثلا شما به همه گوسفندا میگید گوسفند و به همین خاطر وقتی به یه گله گوسفند نگاه میکنید فقط گوسفند میبینید نه گوسفندای نر در کنار گوسفندای ماده. اما توی یه مرغدونی شما مرغ و خروسا رو در کنار هم میبینید. یعنی در اولین برخورد نر و مادهشون رو به سرعت توی ذهن از هم جدا میکنید. چرا؟ چون واسه هر کدومشون یه کلمه و اسم جدا دارید. اگه فکر میکنید که من اشتباه میکنم و این جداسازی به خاطر تفاوت ظاهر این دوتاست باید بگم که چوپونا به راحتی از روی ظاهر گوسفند نر و ماده رو از هم تشخیص میدند. چرا ما تشخیص نمیدیم؟ چون دو تا اسم مختلف روشون نذاشتیم که ما رو مجبور کنه به تمایزاتشون فکر کنیم و از هم تفکیکشون کنیم. به عبارت دیگه هر چیزی که در جهان خارج از ما وجود داره، به وسیله اسمی که ما بهش اطلاق میکنیم، میتونیم اون رو به جهان درونی و ذهنی خودمون بکشونیم. بنابراین جهان هرکسی محدود به دایره واژگان ذهنیشه. پس با توسعه دایره واژگان میتونیم جهان آگاهیمون رو هم گسترش بدیم. چطوره با یه مثال جلو بریم. به آدمی...