فکر کنید لوبیا و سبزی و گوشت و پیاز و آب و روغن رو میریزیم توی یه قابلمه و میذاریم روی گاز. الان توی ذهنتون چه اسمی روشن شد؟ قرمهسبزی؟ حالا یههو کمی رشته و نخود هم میریزیم توش. حالا چه اسمی روشن شد؟ آش رشته؟ ولی یه چیزی توی ذهنتون داره از این ترکیب پس زده میشه. دارید به این فکر میکنید که آش رشته گوشت نباید داشته باشه. پس این آش رشته است بهعلاوه گوشت؟ (فعلا به نوع سبزیا کاری نداریم و خود لفظ سبزی مدنظرمونه) حالا دوتا تخممرغ و چند تیکه گوشت سیرابی و سیبزمینی و کرفس هم بهش اضافه میکنیم. حالا چه اسمی توی ذهنتون روشن شد؟ هیچی؟ انگار تعداد چیزایی که ذهنتون سعی داره پسش بزنه از یه دونه گوشت فراتر رفته. اگه به شما بگم که ما از اول هم همین ترکیب آخری رو میخواستیم بسازیم چی؟ چرا در طی این فرایند این دوتا اسم به ذهنتون اومد؟ دادههایی که ذهن ما از جهان خارجی میگیره به شدت متکثر و گسسته است. مثلا سیبزمینی سرخکرده رو در نظر بگیرید. از یه طرف شما یه سری اشکال مستطیلی دراز و نازک و زردرنگ میبینید، از یه طرف یه بویی به مشامتون میرسه، از طرف دیگه صدای جلز و ولز به گوشتون می...