یکی از بزرگترین دغدغههای احتمالی هر انسانی توان پیشبینی آینده است. این پیشبینی بر اساس دادههایی صورت میگیره که اونا از گذشتهٔ سپریشده و تجربهٔ کسبشده استخراج میکنند. بنیاد علم هم بر همین مبنا پایهریزی شده؛ اینکه با آزمایشات و مطالعات متعدد قصد دارند صحت یه فرضیه رو اثبات کنند و به یه قاعده کلی و همه شمول برسند که بر اساس اون بتونند رفتار یه سامانه رو در آینده پیشبینی کنند. پس در برابر هر پدیدهای ما در ابتدا با مراجعه به حافظهمون یه پیشبینی اولیه (فرضیه) انجام میدیم. اما صدق و کذب این پیشبینی فقط وقتی مشخص میشه که ما به طور مستقیم و بیواسطه با اون پدیده مواجه بشیم. اونوقت یا پیشبینیمون درست از آب درمیآد و ضریب صحتش بالاتر میره، یا غلط از آب درمیآد و باعث تعدیل ادراکات گذشتهمون میشه. (نظریه) ولی یه نکته خیلی مهم در لابهلای این فرایندِ بدیهی وجود داره که معمولا از چشم ما دور میمونه. اون هم اینه که پیشبینیها عموما محصور در گذشته افراده. حالا چه گذشتهای که خودشون تجربه کردند، چه گذشتهای که از تجربه دیگران دریافت کردند. یعنی توی هیچکدوم از این گمانهزنیا، هیچ...