فریدا کالو یه نقاش مکزیکیه که تقریبا نصف نقاشیهاش خودنگاره است؛ یعنی توی اونا چهره خودش رو به تصویر کشیده. فکر نکنم هیچ نقاشی به اندازه این خانم از خودش طرحنگاری کرده باشه. اما چیزی که فارغ از مفاهیم نمادین و در نگرش کاملا سطحی و ظاهری این خودنگاریا رو جذاب میکنه اینه که اتفاقا خود نقاش هیچ تلاشی برای جذاب کردن و زیبا کردن خودش نمیکنه. همه جزئیات صورتش رو توی همه طرحهاش میآره: ابروهای پرپشت پیوندی، چهره استخونی، ته سبیل، رنگ پوست بومی و قرمزی همیشگی گونهها. خیلی عجیبه که هیچ تلاشی برای خوشگلتر نشوندادن چهرهاش نمیکنه و خودش رو به همون صورتی که هست روی بوم میآره. خب نقاشی در قدیم یه جورایی حکم فوتوشاپ الان رو داشته. مردم تغییرات دلخواهشون رو از نقاش طلب میکردند یا نقاش به طور خودجوش در تلاش برای زیباتر جلوه دادن سوژهاش بوده. نکتهای که درباره این نقاش ذهن من رو به خودش مشغول کرده اینکه که ایشون به خاطر فلج اطفالی که در کودکی بهش مبتلا شده، دوتا پاهاش با هم متقارن نبودند و یکیش لاغرتر از اون یکی بوده. به همینخاطر همیشه دامن بلند میپوشیده. اما عجیب اینجاست که توی اکثر نقاش...